تاریخ اظهار نظر : سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵

طی سال‌های ۶۰-۱۹۵۰ اغلب کشورهای رو به توسعه سیاست صنعتی شدن از طریق جایگزینی واردات را دنبال کردند. در این راهبرد صنعتی شدن با هدف پاسخ دهی به نیازهای داخلی اولویت پیدا کرد. راهبرد جایگزینی واردات یک نگاه دورنگراست که در آن سعی می‌شود تولیدات داخل جایگزین واردات شود.  – این راهبرد عمدتاً تکیه زیادی بر حمایت داشت و اساساً به رقابت و تلاش روزمره برای حفظ بازار نیازمند نبود و همین باعث کاهش کیفیت و رقابت‌پذیری کالا گردید. این حمایت‌ها عمدتاً به صنایع داخلی ناکارآمد و قیمت‌های بالا و یا بسیار بالا برای مصرف کنندگان داخلی منجر شد.
در این راهبرد واحدهایی توسعه داده می‌شدند که فاقد مزیت نسبی بوده و صرفاً با حمایت دولت ها امکان بقا داشته و در واقع حمایت از کلیه صنایع و در کلیه بخش‌ها و حوزه‌ها را شامل می‌شد. لذا دراین موارد صاحب نظران معتقدند حمایت از کل صنایع و به شکل گسترده یعنی در واقع از هیچ صنعتی حمایت نمی‌شد.
با افزایش تعرفه‌های گمرک علی‌رغم کمک به واحدهای تولیدی متأسفانه اغلب منجر به افزایش قیمت داخلی گردیده و در آن حقوق مصرف کننده کمتر در نظر گرفته شده است.

به دلیل درون نگری در این راهبرد موضوع صادرات و حرکت به مرز دانش مورد غفلت واقع گردیده زیرا با حمایت‌های مستقیم و غیر مستقیم دولت حاشیه سود مناسبی با حداقل بکارگیری ظرفیت ایجاد شده را برایش فراهم می‌کرد.
تداوم این راهبرد در درازمدت منجر به کاهش شاخص بهره‌وری سرمایه، بهره‌وری نیروی انسانی و بهره‌وری کل گردید.
راهبرد جایگزینی واردات اگر چه ممکن است که در یک بازۀ زمانی محدود و یا صنایع محدود دستاوردهائی را برای یک کشور به همراه داشته باشد ولی در درازمدت تجارب سایرکشورها و از جمله ایران نشان دهندۀ آن است که از رقابت عقب مانده و نگرانی از واردات افزایش می‌یابد. همچنین تجارب جهانی نشان می‌دهد این سیاست درون‌نگر نتوانسته اهداف اقتصادى را در کشورها محقق سازد.
لذا هر کشور می‌بایست بر اساس ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود برنامۀ مشخص را برای پیشرفت کشور خود اتخاد نماید.

چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶
Wednesday, 22 Nov 2017
آشنایی با مسائل عیار راهنمای سایت
-