تاریخ خبر : شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵

وجود بیابا‌ن‌های وسیع و کم‌آب در بخش عمده‌ای از نواحی مرکزی کشور از یک سو و تمرکز بخش زیادی از جمعیت در مناطق نیمه خشک و تبخیر بالای آب در کشور از سویی دیگر؛ موجب شده است که «کم آبی» واژه‌ای آشنا برای مردم باشد. مسئله‌ای که حساسیت‌ها نسبت به آن با کم و زیاد شدن میزان بارش تغییر می‌کند. هرچند یکی از عوامل اصلی بالا بودن تبخیر شرایط اقلیمی و آب و هوایی است، اما این تبخیر ۷۰ درصدی در نزولات آسمانی دلایل دیگری نیز دارد که مهمترین آن عدم استفاده از روش‌هایی برای تغذیه سفره‌های زیرزمینی از جمله آبخیز‌داری و آبخوان‌داری است. معماران و دانشمندان این مرز‌و‌بوم طی سالیان گذشته توانستند با ساخت قنات‌های متعدد و با مدیریت و ذخیره روان‌آب‌ها، بر توزیع ناهمگون منابع آبی فائق آیند. که نتیجه این اقدامات، وجود امنیت کم نظیر در منابع آبی و غذایی کشور در صده‌های اخیر بوده است.

در هر حال مسئله کم‌آبی به خصوص در سال‌های اخیر، به شدت مورد توجه مردم و مسئولان قرار گرفته است. به طور کلی  دو نگاه کلان به این مشکل در کشور وجود دارد که در سطح مفهمومی و حتی عملکردی تفاوتهای بنیادین با یکدیگر دارند.

 نگاه اول:

نگاه اول به وضعیت آبی که طرفدارانی از بدنه کارشناسان و مسئولین دارد، بر بحرانی بودن وضعیت کشور حوزه منابع و مصارف آب استوار است. بخش عمده مدافعان این دیدگاه، بحران آبی ایران را نتیجه استفاده بدون ملاحظه از آب در بخش کشاورزی می‌دانند. این کارشناسان معتقدند ایران با بهر‌ه‌برداری از ۹۷ درصد از آب‌های سطحی خود وارد بحرانی از بی‌آبی شده است و در آینده کوچ بیش از ۵۰ میلیون نفری مردم کشورمان از ایران به علت خشکسالی امری محتوم خواهد بود. در این نگاه، ایران در یک دوره خشکسالی بلند مدت قرار دارد و برای اصلاح این وضعیت و جبران کمبود آب در بخش های آشامیدنی و صنعت، باید هرچه زودتر مصرف آب در بخش کشاورزی به عنوان اصلی‌ترین مصرف‌کننده کاهش یابد و به حداقل ممکن برسد. در همین راستا از عدم گسترش و تمرکز بر کشاورزی در بخش‌های مختلف کشورمان حمایت می‌کنند. در واقع، این کارشناسان مهم‌ترین راهکار برون‌رفت از وضعیت کنونی آبی کشور را ابتدا کاهش و سپس بهینه کردن  مصرف آب در بخش کشاورزی می دانند و از اجرای طرح‌هایی مانند «نکاشت» حمایت می کنند.

نگاه دوم:

کارشناسانی که در این دسته قرار می‌گیرند اعتقاد دارند مرور آمارهای موجود در مورد متوسط میزان بارش در کشور و تغییرات اقلیمی، که در سال‌های مختلف اتفاق افتاده است، حقایق مهمی را در مورد وضعیت آبی کشور آشکار می سازد. نکات مذکور عبارتند از:

۱- براساس آمارهای موجود، پهنه کشورمان در هر سال آبی شاهد ورود بیش از ۴۲۴ میلیارد متر مکعب آب به کشور است که از دو طریق یعنی بارش و ورود از کشور‌های همسایه به ایران محقق می‌شود. با این وجود و علی رغم همه تلاش های صورت گرفته توسط سازمان‌ها و نهاد‌های مختلف برای هدایت و بهینه کردن استفاده از این حجم عظیم آب در کشور، از مجموع میزان آب ورودی به کشور صرفا حدود ۱۶ درصد یعنی ۶۵ میلیارد متر مکعب در کشور به صورت واقعی به مصرف می‌رسد. به عبارت دیگر، همه مباحث مطرح شده درباره میزان مصرف آب و یا استفاده از واژه‌هایی همچون بحران آب، صرفا ناظر به ۱۶ درصد از آب ورودی به کشور است. سوال مهم این کارشناسان سرنوشت ۸۴ درصد آب ورودی به کشور است که می‌تواند به طور کلی تعبیر موجود در مورد بحران کم‌آبی ادر کشور را تغییر دهد. آنها معتقدند می‌توان بخش قابل توجهی از ۸۴ درصد آب مفقودی کشور را ردیابی کرد.

۲- میزان تبخیر آب در ایران ۳ برابر متوسط جهانی است واین مساله به همراه روش‌های انتخابی از سوی دستگاه‌های ذیربط برای ذخیره آب در کشورمان همچون سد سازی، منجر به اتلاف نزدیک به سالانه  ۲۹۴ میلیارد متر مکعب آب در ایران می‌شود. به عبارت دیگر بیش از ۴ برابر همه آب مصرفی (در تمام بخشهای کشاورزی، صنعت و خانگی) در ایران به وسیله تبخیر از دست می‌رود. آنها معتقدند در حالی که با استفاده از روش‌های آبخیزداری امکان ذخیره حداقل ۳۰ درصد از آب تبخیر شده در کشور (معادل ۸۸ میلیارد متر مکعب در سال) وجود دارد،  ‌اما عدم حمایت از آبخیزداری و تمرکز بر روش‌های پر هزینه‌ برای ذخیره آب همچون سدسازی (سدهایی که در حال حاضر حدود ۴۰ درصد از ظرفیت آنها بدون استفاده است)، موجب شده است که منابع مالی بسیار زیادی در مسیری مصرف شود که هیچ فایده‌ای برای جلوگیری از تبخیر آب به عنوان بزرگترین محل هدر رفت آب‌های ورودی به کشور، نداشته باشد.

۳-  مشکل مدیریت آب در کشور بخاطر عدم وجود مدیریت صحیح در حوزه آب است و نه کم‌آبی و این موضوع مصادیق مشخصی مانند اتلاف در شبکه انتقال و توزیع آب در کشور دارد. مطابق دیدگاه این گروه از افراد، اگرچه به صورت طبیعی و مانند سایر کشورهای جهان در ایران نیز بخش کشاورزی مصرف بخش عمده‌ آب را نسبت به بخش‌های دیگر ازجمله خانگی و صنعت به خود اختصاص می‌دهد، اما دلیل اصلی این موضوع، عدم مصرف بهینه کشاورزان نیست؛ بلکه عدم سرمایه‌گذاری مناسب در شبکه‌های توزیع آب در بخش کشاورزی باعث شده است سالانه تنها در بخش کشاورزی ۳۱ میلیارد متر مکعب آب به علت بهره‌ور نبودن و عدم تجهیز مسیر‌های انتقال آب به مزارع به هدر می‌رود.

به همین دلیل، نمی توان مصرف این میزان آب که تقریبا به اندازه ۵۰ درصد تمام آب مصرفی کشور است، را به حساب بخش کشاورزی گذاشت و این ادعای مدافعان دیدگاه اول که کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرف کننده آب و مقصر بخش عمده‌ای از کمبود آب در کشور است، با واقعیت تطابق ندارد. البته مطابق با بررسی های این کارشناسان، مشکلات شبکه انتقال و توزیع آب در کشور محدود به بخش کشاورزی نیست و حدود ۳۵ درصد از مصرف آب خانگی کشور (حدود ۲ میلیارد متر مکعب در سال) هم به وسیله این شبکه مستهلک انتقال از بین می‌رود.

به صورت خلاصه، راهکار اصلی گروه اول برای اصلاح وضعیت فعلی، استفاده از منابع کنونی آب کشور با اولویت بخش‌های آشامیدنی و صنعتی و کاهش و بهره‌ور کردن بخش کشاورزی (به عنوان بزرگترین مصرف کننده آب) است و راهکار اصلی گروه دوم در این زمینه، آبخیزداری و کاهش تبخیر بیش از ۷۰ درصد آب ورودی به کشور و افزایش بهره وری در شبکه‌های انتقال آب به کشاورزان است. در هر صورت، دولت آینده باید یکی از این دو دیدگاه را به عنوان محور اصلی فعالیت های خود برای برطرف کردن مشکلات کنونی کشور در حوزه آب انتخاب کند.

جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
Friday, 24 Nov 2017
آشنایی با مسائل عیار راهنمای سایت
آخرین اخبار
-